(¤
¤)
بعضی وقتا خیلی خیلی از دست بعضی چیزا عصبانی میشم.یکیش خودخواهی و فقط خود بینی بعضی از آدماست
این واقعا عصبانیم میکنه.ببینم چرا من خودم اینقدر سعی دارم توی کارا و برنامه های زندگیم دیگران به خصوص نزدیکانمو در نظر بگیرم اما اونا نه؟ببینم چطوری میشه که یه آدم میتونه این همه خودخواه بشه هان؟این واقعا عصبانیم میکنه اصلا بیشتر از عصبانیت رنجیده میشم و کلی به خودم چیز میگم که بیا حالا هی مراقب باش تو تصمیماتت کسی رنجیده نشه یا آسیبی نبینه اما نوبت خودت که میرسه اولین اتفاقی که برات میافته نادیده گرفته شدنه.نمیدونم چرا خودخواهی آدما اینقدر به چشمم میاد البته نه همه ها بیشتر نزدیکانم.
ببینم این وسط من باید چه کار کنم؟همینطوری رنجیده و عصبانی بمونم و به جهنم؟این که عمرا
اصلا شماها از همه جا بی خبر میدونم اما من نق زدنم میومد که زدم .حالم می خوام یه نق دیگه بزنم و برم
ببینم من الان حق دارم باز آرزو کنم کاش پسر بودم نه دختر؟هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این واقعا عصبانیم میکنه.ببینم چرا من خودم اینقدر سعی دارم توی کارا و برنامه های زندگیم دیگران به خصوص نزدیکانمو در نظر بگیرم اما اونا نه؟ببینم چطوری میشه که یه آدم میتونه این همه خودخواه بشه هان؟این واقعا عصبانیم میکنه اصلا بیشتر از عصبانیت رنجیده میشم و کلی به خودم چیز میگم که بیا حالا هی مراقب باش تو تصمیماتت کسی رنجیده نشه یا آسیبی نبینه اما نوبت خودت که میرسه اولین اتفاقی که برات میافته نادیده گرفته شدنه.نمیدونم چرا خودخواهی آدما اینقدر به چشمم میاد البته نه همه ها بیشتر نزدیکانم.
ببینم این وسط من باید چه کار کنم؟همینطوری رنجیده و عصبانی بمونم و به جهنم؟این که عمرا
اصلا شماها از همه جا بی خبر میدونم اما من نق زدنم میومد که زدم .حالم می خوام یه نق دیگه بزنم و برم
ببینم من الان حق دارم باز آرزو کنم کاش پسر بودم نه دختر؟هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
...........................................................






